آزاده شهید محمد فرنقی


محمد جان یادش به خیر روزی که به دستور نقیب خلیل مسئول بی رحم اردوگاه 16 تکریت در سوله یک زاویه
شدیم و پس از انکه نگهبان های وحشی به جان اسرا افتادند ،به شما گفتم محمد از بس کتک خورد ه ام تمام بدنم داغ شده است.گفتی : بدن منم داغ شده .سرمان را بردیم زیر پتو ابتدا چقدر خندیدیم و ....

محمد جان هنوز هم باورم نمیشه.روزی که در قسمت ملحق اردوگاه 16 تکریت خبر شهادتت را شنیدم باورم نشد.الان هم که خانواده ات را پیدا کرده ام هنوز هم باورم نمیشه که شهید شده ای.محمد جان برادرات "ید ا..." برایم شماره تماس گذاشته،بعد از 23 سال از امدنم به ایران .چطوری بگم که من رفیق نیمه راه بودم ، با هم رفتیم و تنها برگشتم.محمد جان یادت باشه شفاعتم کنی !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 18:26 توسط محمد سلیمان زاده
|
مقام معظم رهبري: