در خواست علی کوچولو از هم بندانش
اینجانب علی پوینده فر از لشکر 19 فجر شیراز بسیجی وار در سال 67 در جنگ شرکت کردم و پس از عملیات بیت المقدس 7 در تاریخ 5 مرداد در منطقه شلمچه در عملیات موسوم به تک شلمچه اسیر شدم. ابتدا به پشت خطوط عراقی ها، بصره و بعد به دژبان مرکز بغداد منتقل شدم. حدود 45 روز انجا بودیم خوب که پوست انداختیم به اردوگاه تکریت منتقل شدیم. 25 اتاق گرداگرد حیاطی بود که در هر اتاق 35 نفر اسیر نگهداری می شد. درست نمی دانم چقدر انجا بودیم که مارا به قسمت سوله ها بردند و تا اخر اسارت در سوله 2 بودم.می خواهم بگویم که 25 سال پیش آرزوی مرگ داشتم الان هم همان آرزو را دارم.
چون که ما که خیری از این دنیا ندیدیم دنیا مثل همیشه به کام ثروتمندان بوده و است و ما و امثال ما زیادی هستیم مگر انکه وسایل اسایش انهارا مهیا کنیم .
من فکر می کنم در سوله 2 از کمپ 16 بودم.حافظه ام از زمان اسارت آسیب دیده به همین دلیل چیز زیادی به یاد ندارم. البته خاطرات و صحبت های آزادگان را که در سایت دیدم یک چیزهایی به یاد آوردم. من در اتاقی بودم که بچه های بسیجی و حزب اللهی در آن بودند.آن موقع بهم می گفتند علی کوچولو چون سن وسال چندانی نداشتم و جثه ام هم خیلی ریز بود ( و هست)لطفا اگر کسی هم آدرس من (در اسارت) هست بگوید تا با هم حرف بزنیم. متشکرم سلام به همه دوستان آزاده
چون که ما که خیری از این دنیا ندیدیم دنیا مثل همیشه به کام ثروتمندان بوده و است و ما و امثال ما زیادی هستیم مگر انکه وسایل اسایش انهارا مهیا کنیم .
من فکر می کنم در سوله 2 از کمپ 16 بودم.حافظه ام از زمان اسارت آسیب دیده به همین دلیل چیز زیادی به یاد ندارم. البته خاطرات و صحبت های آزادگان را که در سایت دیدم یک چیزهایی به یاد آوردم. من در اتاقی بودم که بچه های بسیجی و حزب اللهی در آن بودند.آن موقع بهم می گفتند علی کوچولو چون سن وسال چندانی نداشتم و جثه ام هم خیلی ریز بود ( و هست)لطفا اگر کسی هم آدرس من (در اسارت) هست بگوید تا با هم حرف بزنیم. متشکرم سلام به همه دوستان آزاده
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:55 توسط محمد سلیمان زاده
|
مقام معظم رهبري: