این آزاده روحانی در ادامه افزود: وقتی از تلویزیون عراق خبر رحلت امام(ره) پخش می شد، خیلی از بچه های آزاده به دلیل این که عربی بلند نبودند خیلی متوجه خبر نشدند ولی من در آن لحظه با خواندن آیه« انا لله و انا الیه راجعون» خبر رحلت را اعلام کردم و به بچه های آزاده گفتم این خبر گرچه سخت است ولی این سنت الهی است و امام(ره) نیز خارج از این سنت نیست، همانطور که پیامبر(ص) و علی(ع) نیز رحلت کردند. به هرحال ضمن دلداری به اسرا، به آنها می گفتم هرچند جای امام(ره) در میان همه خالی است ولی ایشان درحقیقت زنده هستند چرا که یک فرد بی نظیر در طول قرون بودند و اندیشه ها و آرمانهای امام همیشه زنده است.

وی گفت: عراقی ها هنگام رحلت امام(ره) حداقل در اردوگاه ما عکس العمل منفی نسبت به عزاداری های ما نشان ندادند و از خبر رحلت (ره) خوشحالی نمی کردند چرا که خودشان فهمیده بودند که امام (ره) یک شخصیت بزرگ است.

وی در نقل خاطرات دیگری از اردوگاه تکریت ۱۱ گفت: زمانی که ما اسیر شدیم و از بصره ما را به بغداد بردند و بعد از آن هم چند روزی را در الرشید سپری کردیم، بعد ما را به اردوگاهی بردند که بعدها نامش را گذاشتند تکریت ۱۱ که نمی دانستیم قرار است ۴ سال کمتر یا بیشتر را در آن اردوگاه بمانیم. یادم هست که بر سر مسأله نماز بحث داشتیم که آیا باید شکسته بخوانیم یا تمام بخوانیم که بعد حاج آقای باطنی گفتند تمام بخوانیم. طبق یک اصلی که در مکاسب بود و ما در این اردوگاه ماندنی شدیم، جایی که زاد گاه صدام بود. مردم و سربازان آن منطقه به صدام شدیداً وفادار بودند. اردوگاهی که آفتابش سوزان بود و زمستانش سرد و نگهبانان خشنی داشت. ۴ سالم کمتر یا بیشتر با هم بودیم و زخم ها خوردیم، کتک ها خوردیم ، شکنجه ها شدیم و با هم خو گرفتیم.

سایت سجاد