حمام اسارتی و لباس شستن
شستشو ی لباس ها و استحمام
اوایل اسارت با لباس به حمام می رفتیم ، دستور عراقیها بود که صابون را به لباس بمالید که
هم لباس ها و هم بدن شسته شود . در مدت 3 ماه اول اسارت که در بغداد بودم 2بار استحمام
کردم ، آن هم به وسیله تانکر آب . هر 100 نفر را یک جا جمع می کردند و از دور با فشار آب روی
بچه ها می پاشیدند . بدن ها همه مبتلا به امراض پوستی و قارچ شده بود .
بعدها که به اردوگاه 16 تکریت رفتیم هر ماه یک بار با تانکر برای استحمام آب می اوردند و باید
هر دو نفر در مدت 10 دقیقه با یک تشت آب حمام می کردیم . نه استحمام درستی،نه
عطروگلابی نه آینه ای،ازصابون وپودر شستشوبرای شستن لباس هاخبری نبود.وقتی آب برای
آشامیدن به اندازه کافی نبودمسلمابرای استحمام وشستن لباس هم کاری نمی شدکرد. و
زمانی هم باتانکرآب می آوردندچون تعداداسرا زیادبودوزمان هم کم، باید شمارشی استحمام
می کردیم ودرهمان حال هم لباس ها رامی شستیم.
ناگفته نماند اکثر اردوگاه ها از نظر بهداشت ، آب و غذا ، دستشویی ، حمام و...در مضیقه بودند.
لباس ها همه پوسیده شده بود و چون پارچه برای وصله نبود مجبور شدیم ابتدا آستین های
لباس های نظامی خود را برش زده و به عنوان وصله استفاده کنیم و در اواخر پاچه های شلوار
خود را برش می زدیم و همه شلوارکی شده بودیم . بلوز ها پوسیده و پاره شده بود مو ها بلند
شده بود و اگر کسی به ناگاه مارا می دید فکر می کرد با قبیله ای سرخ پوست مواجه شده
است .
مقام معظم رهبري: