پزشکای عراقی آپاندیسشون رو عمل کرده بودن....
پدر من توی دوران اسارتشون ، پزشکای عراقی آپاندیسشون رو عمل کرده بودن....
یه تیکه نخ هم درون پوستشون مونده بود و عفونت کرده بود...
که بچه ها خودشون با تیغ در آوردن...
راستی پدر من یه سری از لوازم و وسایلش رو داره...
کیفی که با پیراهنش درست کرده بود...
لباساش...
حتی یه تیکه از اون پارچه زرد لباس که روش با نخ جوراب گلدوزی کرده بودن و عکس ی آزاده ای رو کشیده بودن که داره آزاد میشه!
خیلی جالب بود...حتما تا هفته آینده عکسشو براتون میذارم
یا علی...
یه تیکه نخ هم درون پوستشون مونده بود و عفونت کرده بود...
که بچه ها خودشون با تیغ در آوردن...
راستی پدر من یه سری از لوازم و وسایلش رو داره...
کیفی که با پیراهنش درست کرده بود...
لباساش...
حتی یه تیکه از اون پارچه زرد لباس که روش با نخ جوراب گلدوزی کرده بودن و عکس ی آزاده ای رو کشیده بودن که داره آزاد میشه!
خیلی جالب بود...حتما تا هفته آینده عکسشو براتون میذارم
یا علی...
توسط فاطمه یزدانی
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11:10 توسط محمد سلیمان زاده
|
مقام معظم رهبري: